محمد مهدى ملايرى

187

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

ديگر اين‌كه در ترجمهء مقالهء دخويه باز در زمينهء همين گفت‌وگو آمده : « يكى از ديوانيان كه اعرابى بوده بيان داشت : امكان ندارد بتوانيم اصطلاحات فنى فارسى را به عربى برگردانيم » ( ص 581 ) . آن كسىكه در اين روايت گفتارى به همين مضمون به او نسبت داده شده همان مردانشاه پسر زادان فرخ است نه اعرابى . در اين داستان تمام طرفهاى درگير در اين گفت‌وگو دبيرهاى ايرانى بوده‌اند و نام هيچ عربى در اين روايت برده نشده . ديگر اين‌كه در عبارت « و براى اصطلاح فارسى « اندكى بيش » واژهء نصف را نام مىبرد » كه در همين صفحه سه سطر پايين‌تر آمده . چنين مىنمايد كه به جاى نصف « نيف » بوده كه در چاپ بدين‌صورت درآمده . ديگر اين‌كه مطالبى كه از دخويه و الس هاوزن دربارهء اعداد كسرى و نشانه‌هاى آنها در خط و زبان پهلوى و پسوند ويه در فارسى و عربى در اين مقال نقل شده ، هرچند نمودار كوشش عالمانهء اين‌دو دانشمند است و در مجموعهء مطالعاتى كه در اين زمينه‌ها به عمل آمده جايى شايسته دارند ، ولى هيچ‌يك از آنها نظر قطعى و نهائى به شمار نمىروند ، بلكه مرحله‌اى از مراحل اين‌گونه بحث و بررسيها را مىنمايانند . در اين‌باره نظرهاى ديگرى هم ابراز شده كه همه را بايد در همين مرحله به شمار آورد . مثلا اين نظر الس هاوزن كه دهويه را در اين روايت تحريفى از دهيوده دانسته ( ص 582 ) درست مخالف نظرى است كه دكتر معين در ذيل همين كلمهء دهيوده در برهان قاطع نوشته و در لغت‌نامهء دهخدا هم نقل شده ، چه دكتر معين دهيوده را تحريفى از دهويه دانسته . غرض از ذكر اين مثال نه رد يا تأييد يكى از اين دو نظر ، بلكه بيان اين مطلب است كه در اين زمينه‌ها كه آنها را به خط و زبان پهلوى و گويشهاى آن مرتبط مىسازند ، بحث و گفت‌وگو بسيار و باب اجتهاد به اصطلاح باز است . و هنوز خيلى زود است كه بتوان نظرى را به عنوان راه‌حل قطعى و نهايى خواند ، بدان‌گونه كه آقاى رضا مدنى مقاله دخويه را دربردارندهء راه‌حل نهائى خوانده‌اند . با آرزوى توفيق بيشتر براى ايشان و همه دست‌اندركاران نشر دانش و فرهنگ .